ميرزا محمد على وفا زواره اى

355

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

تهران و دربار ، هم طبابت مىكرد و هم خطابت و مديحه‌سرايى ، اما به دليل نخوتى كه داشت و حتى در پوشش او تأثير گذارده بود ، به نقد ديگران توجهى نداشت . هدايت درباره تجمّلش در لباس و غرور در حركات مىگويد : « در شهر كرمان ، هنگام بيمارى من ، با جبه‌اى رنگارنگ و دستارى عجيب و قيافه‌اى غريب ، به بالينم آمده ، ديده گشادم و وى را بر بالين خود نشسته ديدم . گفت : « مرا مىشناسى ؟ » گفتم : « آرى ، همانا حضرت عزرائيلى » . . . لختى بخنديد و به صحبت بگذشت و همين مايهء آشنايى و مراودت گشت . » جملهء طنز وفا كه او را پس از مدح سيّد شفتى در حال « تدارك آن سيئات ، به اين حسنات » مىداند ، جالب توجّه است . نكته ديگر آنكه به امر فتحعلى شاه و تحت اشراف ظهير الدّوله بين سال‌هاى 1232 تا 1236 ق « تذكرهء شعراى كرمان » را تأليف كرده است . منابع ترجمه او عبارت است از : حديقة الشّعرا ، صص 84 - 1483 و مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 429 و ج 5 ، ص 899 و نيز تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، ج 1 ، صص 44 - 742 و الذريعة ، ط ( ج ) ، 936 و همچنين تذكرهء شاعران كرمان تأليف دكتر حسين بهزادى اندوهجردى ، صص 24 - 423 .